مردان خوب مردان وظیفه مندی هستند
آن ها می خواهند در زندگی شان، شغل شان و روابط شان احساس مفید بودن داشته باشند
آن ها تشنه ی توانمند بودن و خدمت کردن هستند و یک مرد خوب می خواهد مهم ترین عنصر زن زندگی اش در جهان باشد.
متاسفانه اغلب بزرگترین قدرت های افراد، بذر عمیق ترین چالش ها را در خود دارند و این قضیه در مورد یک مرد خوب و وظیفه مدار هم صدق می کند. نیاز او به موثر بودن ، شیوه ای که او به خودش، شریک عاطفی اش و رابطه اش می نگرد را ، عوض می کند. زمانی که او به این نتیجه می رسد که وظیفه شناسی های خارج از رابطه اش، بار سنگینی روی دوش او گذاشته اند، یا انتظاراتش از خودش در درون تغییر می کنند، حتی می تواند نیروی ویرانگرتری به بار آورد. با وجود خطرهایش، این نیاز به مفید و موثر بودن، برای همیشه یک نیروی قدرتمند و باستانی باقی می ماند. این عمیقا ساختار مردان را شکل می دهد و این یکی از مهم ترین چیزها برای درک مردان خوب و وظیفه شناس است.
البته بهتر است اینجا عنوان کنم که وظیفه شناسی در وجود همه مردان هست اما به دلایل مختلفی مثل آموزش نادرست، فرهنگ غلط و عدم آگاهی زنان از قدرت های زنانه ی خودشان، در بعضی از مردان کمتر به کار گرفته می شود. اما این هیچ ارتباطی به تشنگی و نیاز عمیق مردان به انجام وظیفه ندارد.
بخش اول
مهم ترین چیز برای مردان
بدون مقصد بودن، یکی از وحشتناک ترین اتفاقات برای مغز مردانه است. چرا مردان بیکار افسرده می شوند، مردان جوان به گروه های خلافکار خیابانی می پیوندند و مردان مجرد زودتر می میرند؟ یکی از مهم ترین دلایل این اتفاقات، نداشتن هدف و مقصد در این دسته از مردان است.ما مردان زمانی خوشحال تر هستیم که مفید واقع شده باشیم. برای همین است که زندگی یک مرد خوب در یک تلاش دائمی برای حرکت در یک مسیر و معناست.ما مردها معنا را در هر کاری می توانیم پیدا کنیم، شغل، بازی، دوستی با مردان دیگر، اما هیچ چیزی مثل رابطه با یک زن خوب نمی تواند به خوبی این خارش را برای ما برطرف کند.
