دروغ دوم: می گوید سرش خیلی شلوغ است!
ثریا با پسری به نام رامین آشنا شد. او یک کارآفرین بسیار موفق بود. زمانی که با هم آشنا شدند، رامین ساعات زیادی را کار می کرد و تایم زیادی را به کارش اختصاص می داد. از طرفی، ثریا هم در حوزه مراقبت های بهداشتی کار می کرد. شغل او ساعات مشخصی داشت و او از اینکه در زندگی اش ثبات بیشتری داشته باشد، لذت می برد.
با وجود سبک زندگی های متفاوت شان، ثریا و رامین خیلی سریع و راحت با هم دوست شدند. اگرچه بعد از اینکه با هم آشنا شدند، ثریا به زودی فهمید که…
برچسب:کشف دروغ های مردان

دیدگاه ها بسته شده است